قهرمان ميرزا عين السلطنه

1055

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىكشد حالش اين و عقلش اين است . هنوز حضرات از وضع طهران مطلع نمىباشند . گمان مىكنند آذربايجان است . مكرر شاه عقب صدراعظم مىفرستاد و مردم جمع بودند ، مىگفت يك غليان بياوريد كشيده حضور بروم . تا نيم ساعت خودش را مشغول كرده آن‌وقت مىرفت . حال اين عين الدوله تفنگ‌دارباشى است . خيال مىكند بايد اين قسم حركت كند ، اما در انظار طور ديگر جلوه مىكند . با معتضد السلطنه كالسكه نشسته شهر آمديم گردوخاك شديدى بود . فضولى موقوف از قرارى كه شنيدم اعليحضرت معز الدوله را احضار فرموده پس از اظهار التفات فرموده‌اند به مؤيد الدوله و شعاع الدوله و معتضد السلطنه بگو اگر ترك حركات بيمعنى و حرفهاى لا طائل فورا كرديد فبها ، و الّا هر سه شما را روانهء قلعه اردبيل خواهم كرد . به شما مطالب دولتى چه دخل دارد . اين فضوليها را موقوف كنيد . جمعى هستند كه از اين وضعها خوشحال نمىباشند . در اول خيليها داخل بودند . جمعى هم خدمت حضرت و الا پيغام دادند ، اما جمعشان پراكنده شد و ترسيدند . اين سه نفر خيلى بىمحابا گفتگو كرده بودند و گويا از خانهء حشمت الدوله اين حرف به گوش صدراعظم رسيد . بعد خود حشمت الدوله خيانت كرده گفت صدراعظم به شاه عرض كرده اين‌طور دستور العمل داد . اين شاه مهربان و صدراعظم هنوز به كسى بدى نكردند ، و براى اين مردم شاه و صدراعظمى بهتر از اين پيدا نمىشود . كثافت تهران و بيمارى دوشنبه 28 ربيع الاول . سرشب بود . فخر الملك خانهء حضرت و الا [ آمد ] تا كلفت و نوكر و اسبابها از شميران آورده شد . آقاى عماد السلطنه ده روزه به دماوند تشريف بردند . فردا يا پس‌فردا بايد تشريف بياورند . پاى اميرزاده درد مىكند . متصل گرفتار مريض هستيم . ناخوش‌دارى ول‌كن نيست . بيشتر از همه‌چيز در اين شهر ناخوشى است ، ازبس كثيف و بدهواست . مورث تمام اين ناخوشيها كثافت است كه از هرچيز زيادتر داريم . هيچ‌چيز از قرار تجربه‌هاى جديد امراض را بهتر از نظافت قلع و قمع نمىكند . اين است كه در فرنگستان از هركارى نظافت شهر و خانه و لباس را بيشتر طالب [ اند ] و اصرار دارند و بهمين‌جهت است كه در آنجا ناخوشى كمتر است . بيشتر اين گلودردها از گردوخاك اين شهر است كه متصل به دهن و دماغ و گوش و چشم داخل مىشود .